على ربانى گلپايگانى

22

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

و عدل و پيروى از حق ، همان روش نوح عليه السّلام بود . « 1 » در اين‌جا مقصود اين نيست كه يكى از ديگرى پيروى مىكند ، به گونه‌اى كه يكى امام و رهبر است و ديگرى مأموم و پيرو ، بلكه مقصود توافق و هم‌آهنگى در روش و آيين است . بدين جهت ، تقدّم و تأخّر زمانى نيز در اين خصوص دخالت ندارد . « 2 » چنان‌كه در قرآن كريم گاهى پيشينيان ، شيعيان پسينيان به شمار آمده‌اند وَ حِيلَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ ما يَشْتَهُونَ كَما فُعِلَ بِأَشْياعِهِمْ مِنْ قَبْلُ « 3 » به واسطه‌ى مرگ ميان كافران و ميان خواسته‌هاى نفسانى آنان حايل ايجاد شد ، همان‌گونه كه اين كار نسبت به كافرانى كه پيش از آنان بودند ، انجام گرفت . در اين آيه از كافران امت‌هاى گذشته به عنوان اشياع كافران عصر رسالت ياد شده است . و مقصود هم‌آهنگى و همانندى آنان در كفر و الحاد است . شيعه در اصطلاح واژه‌ى شيعه در اصطلاح كاربردهاى مختلفى دارد : 1 . اعتقاد به امامت بلافصل امير المؤمنين عليه السّلام به دليل اين‌كه او افضل از ديگر صحابه بود و نيز پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله او را به جانشينى خود برگزيده بود ، و اعتقاد به اين كه امامت در فرزندان او از نسل فاطمه زهرا عليها السّلام استمرار خواهد يافت . و كسى جز آنان از چنين حقّى برخوردار نيستند . شيخ مفيد ( ره ) در اين‌باره چنين گفته است : واژه‌ى شيعه گاهى با الف و لام

--> ( 1 ) . يعني انه على منهاج و سنّته في التوحيد و العدل و اتباع الحق ، مجمع البيان : 4 / 449 . ( 2 ) . كل من وافق غيره في طريقته فهو من شيعته تقدّم او تأخّر ، الميزان : 17 / 147 . ( 3 ) . سبأ / 54 .